السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

269

تفسير الميزان ( فارسي )

مانند مال ، و جاه كه بيشتر موارد استعمالش هم همين موارد است ، و در دستآوردهاى نفسى و معنوى نيز استعمال مىشود ، مانند صحت ، سلامت ، عقل ، ايمان و ثواب . و اين قسم خسران همان است كه خداى تعالى آن را « خسران مبين » خوانده . آن گاه مىگويد : و هر خسرانى كه خداى تعالى در قرآن ذكر كرده به همين معناى اخير است ، نه خسران به معناى دستآوردهاى مالى و تجارتى « 1 » . و در معناى كلمه « مبطلون » گفته : « ابطال » به معناى فاسد كردن و از بين بردن چيزى است ، چه اينكه آن چيز حق باشد و چه باطل ، و در قرآن هر دو موردش آمده ، در باره ابطال حق مىفرمايد : « خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ » « 2 » و در باره ابطال باطل مىفرمايد : « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ » « 3 » . و گاهى هم در مورد گفتن چيزى كه حقيقت ندارد استعمال مىشود ، مانند آيه « وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ « 4 » - هر آيت و معجزه اى كه برايشان بياورى ، آنهايى كه كافرند مىگويند آنچه شما مىگوييد باطل و خالى از حقيقت است » « 5 » . در اين آيه شريفه قيامت مظروف يوم ، و يوم ظرف آن شده ، با اينكه قيامت خودش يوم است ، و هر دو يك چيزند ، لذا در توجيهش آنچه به ذهن نزديكتر است اين است كه بگوييم : منظور از ساعت ( قيامت ) فعليت حوادث آن روز است ، فعليت بعث و جمع خلائق و حساب و جزاء كه در اين صورت مىتوان كلمه « يوم » را ظرف اين حوادث قرار داده . و نيز در باره تكرار كلمه « يوم » در « يومئذ » نزديكتر به ذهن آن است كه بگوييم : اين كلمه تاكيد همان * ( « يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ » ) * است . و معناى آيه اين است : روزى كه ساعت ، يعنى روز بازگشت به سوى خدا ، بر پا مىشود در آن روز مبطلون ، آنهايى كه حق را باطل جلوه مىدادند و از آن اعراض مىكردند زيانكار مىشوند . * ( « وَتَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا . . . » ) * كلمه « جاثية » اسم فاعل از مصدر « جثو » است . و « جثو » به معناى نشستن بر روى

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « خسر » . ( 2 ) سوره غافر ، آيه 78 . ( 3 ) سوره انفال ، آيه 8 . ( 4 ) سوره روم ، آيه 58 . ( 5 ) مفردات راغب ، ماده « بطل » .